تبليغاتX
زیست شناسی نوین
مقالات علمی -اینترنتی زیست شناسی

 

رقص با اكستازي
اكستازي يكي از مشهورترين مواد اعتيادآور رايج در ميان جوانان امروزي است. بر اساس آمارهاي تخميني، 8/2 ميليون جوان در سراسر دنيا حداقل يك‌بار در طول عمر خود از اين ماده استفاده كرده‌اند و بسياري از آنان، با وجود آگاهي از مخاطرات احتمالي، مصرف اين ماده را ادامه مي‌دهند.
اكستازي يا «داروي طراح» ماده‌اي است كه در ميهماني‌هاي ريو مصرف مي‌شود. ميهماني‌هايي كه شركت‌كنندگانشان ساعت‌هاي متمادي با موسيقي الكترونيكي و رقص نور مي‌رقصند. در اين قبيل ميهماني‌ها، مواد شادي‌آور و فرح‌بخش مصرف مي‌شود. معمولاً ريو را در فضاهاي باز يا غيرقابل كنترل مانند پارك‌هاي جنگلي و انبارهاي متروكه برگزار مي‌كنند. ولي گاه در محافل خانگي نيز چنين مجالسي برپا مي‌شود. هزاران جوان در اين ميهماني‌ها، كه بيش از دو روز طول مي‌كشند، شركت مي‌كنند. اكستازي ميل به خوردن و خوابيدن را مهار مي‌كند؛ در نتيجه، اين افراد مي‌توانند بدون نياز به خوردن و خوابيدن در ميهماني‌هاي چندروزه شركت كنند. البته گاه كم‌آبي‌هاي بسيار شديد و خستگي مرگ‌بار شركت‌كنندگان را از پا درمي‌آورد.

همة شركت‌كنندگان ميهماني‌هاي ريو اكستازي مصرف نمي‌كنند. ولي همة آنها شاهد مصرف اين قرص‌ها خواهند بود. فروشندگان اين قرص‌ها مي‌گويند كه اكستازي بي‌خطر است. شما را آرام مي‌كند و دركتان را بالا مي‌برد. كمك مي‌كند تا شادتر باشيد و بهتر زندگي كنيد. اما اين حالات تنها مدت‌زمان كوتاهي وجود دارند. اكستازي شادي كاذبي را در شما به‌وجود مي‌آورد و پس از گذشت چند روز، بدترين لحظات زندگي‌تان را تجربه خواهيد كرد.


بر اساس نتايج آماري، در فاصلة سال‌هاي 1998 تا 1999، موارد مرگ ناشي از مصرف اكستازي 400 درصد افزايش يافته است. همچنين، از سال 1996 تا 1999، اورژانس بيمارستان‌هاي سراسر دنيا با 9 برابر افزايش شمار مسموميت با اكستازي مواجه شده‌اند. يعني، تعداد موارد مسموميت در اين دورة زماني از 319 نفر به 2850 نفر رسيد. اكثريت قربانيان كمتر از 25 سال سن داشتند.
بعضي از جوانان معتقدند كه ميزان اكستازي مصرف‌شده در اين ميهماني‌‌ها بسيار بيشتر از مقادير حقيقي گزارش شده است. آنها براي كاستن از نگراني والدينشان، مخاطرات ناشي از مصرف اكستازي را جزئي جلوه مي‌دهند.

يكي از علل افزايش مصرف اين دارو تبليغات غلط در مورد آن است. مبلغان آن مي‌گويند كه آثار مضر اين دارو بيشتر از الكل و تنباكو نيست.
هر فردي كه در ميهماني ريو شركت مي‌كند، در معرض خطر استفاده از اكستازي قرار مي‌گيرد. شروع مصرف اين ماده، حتي در حد يك تجربه، مرگ‌آور است. كساني كه زندگي‌شان با مصرف اين دارو نابود شده است از اين قرص با عنوان كوكائين ميهماني ريو نام مي‌برند.

سازمان غذا و داروي امريكا شمار مصرف‌كنندگان اكستازي را در سال 2001، 1/8 ميليون نفر ذكر كرده است. به نظر مي‌رسد كه اين رقم در سال جاري در حدود 5/6 ميليون نفر افزايش يافته باشد. در فاصلة سال‌هاي 1995 تا 2001، تعداد افراد 10 تا 18 ساله‌اي كه از اين ماده استفاده كرده‌اند در حدود 140 درصد افزايش يافته است. همچنين، 92 درصد افرادي كه مصرف اكستازي را شروع كرده‌اند، بعدها به مواد ديگري مانند ماري‌جوانا، آمفتامين، كوكائين و هروئين روي آورده‌اند.

ماده‌اي نشاط‌آور براي جوانان
هر فردي ممكن است به دلايل مختلفي داروهاي نشاط‌آور را امتحان كند. بسياري از جوانان تحت تأثير سخنان دوستان خود، در مورد ايجاد احساسات هيجان‌انگيز كاذب و از بين رفتن ممنوعيت‌هاي اخلاقي، از اين ماده استفاده مي‌كنند. تنش و مشكلات خارج از توان فرد مشوقي نيرومند براي مصرف چنين موادي است، اما به تنهايي نمي‌تواند دليل قانع‌كننده‌اي براي شروع مصرف آنها باشد.
بعضي افراد براي رهايي از آلام ناشي از صدمات روحي يا مشكلات جسمي به اين داروها پناه مي‌آورند. فرار از افسردگي، رسيدن به آرامش، داشتن زندگي شادتر، و ايجاد تنوع در روند يكنواخت و مأيوس‌كنندة زندگي از ديگر دلايل روي آوردن جوانان به اين قبيل مواد است.

اما علت هرچه باشد، اين داروها راه‌حلي موقتي براي فرار از مشكلات هستند و پس از محو آثار مصرف آنها، مشكلات و احساسات ناخواسته، به شكلي شديدتر و سخت‌تر از حالت اوليه، درك مي‌شوند. به مرور، فرد به مقدار بيشتري از اين داروها براي تحمل مشكلات جديد خود نياز خواهد داشت.
ليز، يك مصرف‌كنندة اكستازي، مي‌گويد: «در يك ميهماني ريو، مردي كه به مقدار زياد و به‌طور مداوم اكستازي مصرف مي‌كرد، خود را پرتقال مي‌دانست. يكي ديگر از مصرف‌كنندگان فكر مي‌كرد كه مگس است و به دفعات سرش را به شيشة پنجره مي‌كوبيد.»

قرص عشق (
Love Pill)
اكستازي قرص عشق نيز خوانده مي‌شود. اين قرص ادراك شخص را از رنگ‌ها و اصوات به ميزان زيادي افزايش مي‌دهد و در هنگام برقراري رابطة جنسي، درك حسي ناشي از لمس شدن و نوازش را بالا مي‌برد.
اكستازي يك قرص توهم‌زاست و بر مغز اثر مي‌گذارد. مواد توهم‌زا تصاوير را در مغز افراد مخلوط مي‌كنند. آنها مي‌توانند تداعي‌گر صحنه‌هاي غم‌انگيز يا هراسناك زندگي گذشتة فرد باشند. گاه شخص بدون آن‌كه آگاه باشد، اين تصاوير را در ضمير ناخودآگاه خود حفظ كرده است.
مصرف قرص‌هاي عشق باعث افسردگي، گيجي، اضطراب بيش از حد، بدبيني، جنون گذرا و اختلالات رواني مي‌شود.

ممنوعيت استفاده از اكستازي
اكستازي در تقسيم‌بندي دارويي در گروه اول قرار داده شده است. به اين معنا كه هنوز مصارف پزشكي اين داروي خطرناك تأييد نشده است. از ديگر اعضاي اين گروه دارويي مي‌توان به هروئين، كوكائين، ال اس دي (
LSD
) و آمفتامين اشاره كرد.
در كشور امريكا، جريمة به همراه داشتن اين ماده و پخش يا توليد آن از 100 هزار دلار جريمة نقدي تا 99 سال زندان متغير است.
يك مصرف‌كنندة دائمي اكستازي مي‌گويد: «اگر هر شب اكستازي بخوريد، سرما وجودتان را فرا مي‌گيرد. كليه‌هايتان از كار مي‌افتند و پادرد خواهيد داشت. لب‌ها و انگشتانتان را آن‌قدر مي‌جويد كه به خونريزي مي‌افتند.»

چند توصيه به معتادان داروهاي نشاط‌آور
هرچند كه آثار جانبي ناشي از قطع مصرف اكستازي در نظر مصرف‌كننده غيرقابل مهار و وحشتناك است، باز هم راه‌حل‌هايي وجود دارد.
اولين قدم، فهميدن علت اعتياد فرد به مادة اعتيادآور است. در سال 1969، هنگامي كه مصرف اين‌گونه مواد به حداكثر خود رسيده بود، محققي نوشت: «فردي كه افسرده و دردمند است و با دارودرماني از لحاظ جسمي به آرامش نمي‌رسد، خودبه‌خود كشف مي‌كند كه با استفاده از مواد مخدر آرام مي‌شود.»
بسياري از افراد به اشتباه تصور مي‌كنند كه با مصرف مواد شادي‌افزا «بهتر مي‌شوند»، «بهتر فعاليت مي‌كنند» يا «شادتر مي‌شوند». اين فقط يك هذيان است. اين مواد دير يا زود جسم و روان را نابود مي‌كنند. فشار زندگي مدرن، انسان امروزي را در خود غرق كرده است. اما باز هم راه‌حل‌هايي وجود دارد.

ورزش، رژيم غذايي، پياده‌روي طولاني‌مدت همراه با مشاهدة طبيعت باعث القاي احساس رضايت و آرامش مي‌شود. صحبت با يك فرد قابل اعتماد در مورد مشكلات مي‌تواند كمك‌كننده باشد. مصرف مواد اعتيادآور و شادي‌افزا راه‌حل واقعي مشكلات زندگي نيست. نتايج و تبعات مصرف اين داروها بسيار بدتر و وحشتناك‌تر از مشكلات اوليه‌اي است كه فرد براي رهايي از آنها به اين مواد پناه آورده است. روي آوردن به مواد و داروهايي از اين قبيل پا گذاشتن در جادة ناهمواري است كه فرد براي رسيدن به جهنم انتخاب مي‌كند.

جوانان اميدهاي آينده‌اند. والدين بايد با فرزندان خود صحبت كنند و وقت بيشتري را به آنها اختصاص دهند. به مشكلات جوانان گوش فرا دهيد. آرزوهايشان را بشنويد. از تلاش‌هاي آنها، هرچند بدون نتيجه باشد، قدرداني كنيد. توانايي‌هاي آنها را تمجيد و روحيه‌شان را تقويت كنيد. با آنان در مورد داروهاي خطرناك و استفادة نابجا از آنها صحبت كنيد. شما مي‌توانيد زندگي فرزند خود را نجات دهيد.

منبع:اینترنت

تهیه: تقی قربانی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 18:24  توسط تقی قربانی قمی  | 

اندر باب کریستال و تفاوت آن با شیشه!

حالا که صحبت به مواد مخدّر کشید، بگذارید اینرا هم اضافه کنم که مخدّرها در یک وجه، شباهت غریبی با تکنولوژی دارند. هر دو همزمان که کارآمدتر و مؤثّرتر میشوند، کوچکتر هم میشوند. خبره‌ای میگفت واحد مصرف کریستال – که محرّک نسبتاً جدیدی است و شیشه هم میگویندش – «سوت» (sot) است؛ که گویا خیلی کوچکتر از گرم است و یک سوت کریستال برای ۷-۸ نفر کفایت میکند و البته راه و رسم مصرفش هم جالب است. کسی میداند واحد سوت واقعاً بعنوان واحدی رسمی وجود دارد یا نه؟

جالب است، نه؟ اما یک اشتباه فاحش در این متن و کلا در سطح عموم وجود دارد و آن هم یکسان دانستن کریستال با شیشه است، در حالی که این دو ماهیتا با یکدیگر تفاوت زیادی دارند. کریستال ماده مخدری است مشتق از تریاک و هروئین که برخی مواد شیمیایی برای افزایش میزان گیرائی ( همان نشئگی خودمان) بهش اضافه می شود. این ماده در افغانستان و خود ایران ساخته می شود و قیمت آن بسیار ارزان است و به اشکال مختلفی وجود دارد: آرد نخودی، ذرات کریستالی نرم و... این در حالی است که شیشه ( یا شابو) از نظر قیمت خیلی گرانتر از کریستال بوده ( هر سوت 120 تومان) و منشاء ان هم از کشورهای شرق آسیا است. این ماده مخدر از زمانی وارد کشور شد که یاکوزای ایرانی در ژاپن قدرت گرفت ( بحث این یاکوزاهای ایرانی هم و جو رعب و وحشتی که در ژاپن ایجاد کرده اند هم جالب است. حتی یاکوزای قدیمی ژاپن را هم عقب رانده اند، علامت آنها را هم که میدانید، خالکوبی نیمی از بدن!).
شابو تنها به شکل ذرات کریستالی نرم و تیله های کریستالی کوچک وجود دارد و یک ماده مخدر سنتزی است، یعنی تماما به طور شیمیائی تهیه می شود. مشخصه اصلی شابو که آنرا از کریستال متمایز می کند این است که هنگامی که در معرض حرارت مستقیم ( شعله کبریت) قرار میگیرد تمامی آن تبدیل به دود شده و هیچ ناخالصی به جا نمی گذارد. در حالی که کریستال دارای ناخالصی بوده و فویل یا شیشه حبابی را که روی آن قرار دارد را سیاه می کند. اما هروئین مرغوب از طعم آن قابل شناسائی بود، اما کریستال چطور؟ کریستال اگر کمی گرم شود تاول زا می شود. از این خاصیت آن برای شناسائی جنس مرغوب استفاده می کنند. کمی کریستال را بر روی نرمه بین دو انگشت شصت و اشاره قرار می دهند و با انگشت دست دیگر مدتی مالش میدهند، درست مانند حالت چرب کردن با کرم آرایشی!. بعد از مدتی تاول ها ظاهرمی شوند. اگر کریستال مرغوب باشد تنها یکی دو تاول بزرگ ظاهر می شود ولی اگر نا مرغوب باشد چندین تاول ریز!!!
طرق مصرف:
زرورق: روشی آشنا که برای شیشه بهتر جواب میدهد. یک زرورق ضخیم ( ضخیمتر از زرورق پاکت سیگار، زرورق شکلات های خارجی مناسب است) برداشته اندکی شیشه روی آن قرار می دهند و یک کبریت یا فندک زیر زرورق می گیرند. شیشه ذوب می شود و با کمی تکان دادن زرورق، تمام سطح آن را می پوشاند ( اصطلاحا می گویند چرب کرده است ) حال اگر شعله خاموش شود شیشه سریعا خشک می شود. حال با یک شعله کبریت یا فندک از بالای زرورق به تدریج حرارت داده و دود آن را استنشاق می کنند ( معمولا با یک نی!)
Pipe
حباب : شبیه ارلن مایر آزمایشگاهی! لوله ای شیشه ای که به یک حباب شیشه ای منتهی می شود. شیشه را در حباب ریخته و آن را روی آتش میگیرند و دود آن را استنشاق می کنند! قبلا در ایران از لامپ برق استفاده می شد ولی الان الحمد الله این پایپ ها در بازار موجود است!!!
سیخ و سنگ: فقط در مورد کریستال کاربرد دارد. همان روش قدیمی تریاک! یک سیخ را داغ کرده و در کریستال فرو می کنند. ذرات کریستال به آن می چسبند. بعد هم که اره داغ و باقی مسائل!!
ورزشکاران از کریستال برای انرژی گرفتن استفاده می کنند. فقط کافی است هنگام ورزش مقداری از آن را زیر هدبند خود قرار دهید! به همین سادگی!!!

منبع: اینترنت

 

تهیه : تقی قربانی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 18:22  توسط تقی قربانی قمی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 19:4  توسط تقی قربانی قمی  | 

 

تاريخچه مختصری از اکستاسی (ecstacy)

اکستاسی ترکيبی است شيميايی از مشتقات آمفاتين که نام علمی آن متيلن دی اکسی مت آمفاتين با علامت اختصاری MDMA ميباشد . اين ماده در سال ۱۹۱۴ در آلمان به عنوان داروی کم کننده اشتها مورد استفا ده قرارگرفت که بدنبال اثرات سوئی که داشت از رده مصرف خارج شد. در دهه هفتاد اين دارو کاربرد مجدد يافت و در روان درمانی برای کمک به بيان احساسات بيماران استفاده شد که در سال ۸۴ ميلادی با اثبات اثرات مخرب و زيان آور آن برمغز حيوانات آزمايشگاهيی بارديگر مصرف اين قرص غيرقانونی و در  ۱۹۸۵ ميلادی در آمريکا حمل و داشتن آن جرم اعلام گرديد.

در سالهای اخير مصرف آن در آمريکا در پارتی های شبانه موسوم به RAveS بشدت افزايش يافته که باعث نگرانی دولت آمريکا شده است . دو درصد از مردم آمريکا و ۷ تا ۱۱ درصد از دانش آموزان سال آخر دبيرستان حداقل يک بار اکستاسی مصرف کرده اند . ميزان مراجعه به اورژانسهای پزشکی در اثر مصرف اين قرص به شدت افزايش يافته است .

افزايش انواع اکستاسی در ايران

استفاده از اکستاسی در ايران بخصوص در يکسال گذشته تا امروز در ميهمانی های شبانه رو به افزايش گذاشته است و متاسفانه جوانان تحصيل کرده و مرفه از مصرف کنندگان اصلی بشمار می آيند.

در تمام کشورهای عضو سازمان ملل از جمله ايران مصرف مواد روان گردان جرم است و هرچند که در قانون مبار زه با مواد مخدر ايران نامی از اکستاسی نيست اما مصرف آن غير قانونی است و دست قانون گذار و مسئولين برای برخورد بازاست .

قرص اکس و کپسولهای آن وارد بازار ايران شده است و جوانان بيشتر اين قرص را بعنوان قرص شادی قرص فراری ميتسوبيشی و .... ميشناسند . افزايش انواع اين قرص  در ايران باعث شده است تا اين قرص در بازار به قيمت ۵۷۰ تومان عرضه شود که در اينجا متوجه ميشويم که اين قرص بصورت دست ساز در تهران تهيه ميشود که مخلوطی از اکس و مواد ديگر است . هنوز معلوم نيست سازندگان چه موادی  را اضافه ميکنند و همين خطر را افزايش ميد هد.

از گروه سنی ۱۸ تا ۴۰ سال نمونه هايی مشاهده شده است و جوانان بيشتر از طريق دوستان گردانندگان ميهمانی شبانه توزيع کنندگان خيابانی و خويشاوندان اين قرصها را بدست  می آورند. کارشناسان در خصوص مناطقی که مصرف کننده بيشتری دارند می گويند : مناطق بالای شهری مثل اقدسيه نياوران قيطريه شهرک غرب سعادت آباد زعفرانيه و..... مصرف کنندگان بيشتری دارند. زيرا پارتی های بيشتری دراين مناطق برپا ميشوند. در ويلاهای خصوصی شمال و شمشک هم ميتوان با مصرف کنندگان اين قرص ها روبه رو شد . در استانهای گيلان و مازندران هرمزگان فارس کيش نيز وجود توزيع اين قرص گزارش شده است کارشناسان بر اين عقيده اند  که استفاده کنندگان اين قرص در واقع چند مصرفی هستند و می افزايند که وابستگی جسمی اکستاسی کم است و اعتياد آور نيست اما وابستگی روانی آن خيلی بالاست .

فرد معمولا بعد از تاثير حاد ۳-۶ ساعته اکس حالت عادی خودرا باز می يابد و در بعضيموارد از اينکه تعادل روانی خودراازدست داده بوده و دست به کارهايی زده که در شرايط عاد ی هيچوقت آنهارا انجام نميداده دچار افسردگی ميشود. خطر عمده و جدی قرص اکس اين است که باعث اختلال و نوعی توهم در بينايی شنوايی و ديگر حواس گرديده سبب ميشود که فرد بدون اينکه متوجه جوانب کارخود بشود دست به کارهای خطرناکی بزند مثلا پنجره  راباز کرده و ه پائين پپرد و يا اينکه در ماشين متحرک با سرعت زيا د  يکهو در ماشين را باز کرده و به بيرون می پرد که نتيجه اين کارها هم مرگ دلخراش است .

اثرات بعد از مصرف اکستاسی

اثرات مثبت

افزايش شديد احساس خوب بودن در فرد افزايش انرژی در فرد و ايجاد تمايل به فعاليتهای شديد و رقصهای طولانی مدت ، احساس تمايل برای تماس با ديگران و احساس تعلف و نزديکی به ديگران احساس عشق و سرخوشی دست و دلبازی افزايش هوشياری و درک موسيقی افزايش حسهای بويايی و چشاييی احساس تجربيات و حالات روحی جديد در زندگی احساس روشنايی تمايل برای در آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران يک تجربه الکساندر شوگيلين بيوشيميست آمريکايی که روی عوارض اکستاسی کار ميکند می نويسد پس از يکبارمصرف اين قرص کوهی که نزديک منزلم بود و هرروز آن را می ديدم پس از مصرف اکستاسی طوری به نظرم ميامد که دوست داشتم ساعتها آن را تماشا کنم.

اثرات منفی

کاهش اشتها تغييرات بينايی گشاد شدن مردمک چشمها (افراد مصرف کننده در محل های مصرف مثل پارتی ها با وجود کم نوربودن محيط اما مجبور به استفاده از عينکهای آفتابی در شب هستند که ناشی از افزايش بيش از حد حساسيت چشم به نور است ) افزايش ضريان قلب و بالا رفتن فشار خون تغيير در نظم حفظ دمای بدن فک زدنهای طولانی (افراد مصرف کننده برای جلوگيری از حالت قفل شدن فک مجبور به مصرف آدامس هستند ) لر زيدن عصبی شدن  عدم تمايل برای استراحت تمايل شديد برای مصرف مجدد اين ماده پس از افت تاثير اوليه

اثرات منفی شديد

اثرات شديد منفی احساسی اختلال درخواب کابوسهای شبانه حملات ناگهانی اضطراب ديوانگی کوتاه يا بلندمدت (روان پريشی )انقباض شديد فک  و گاززدن و پارگی زبان (در اين حالت بايد آمپول ديازپام برای ارام کردن فرد تزريق شود ) اختلال در مکانيسم نعوظ  و نرسيدن به اوج لذت جنسی (اورگاسم )‌نهوع و استفراغ کاهش شديد سديم خون دراثر مصرف مايعات زياد سردرد و سرگيجه و تشنج مختل شدن مکانيسم شکل گيری سلولهای اوليه خون (در مغز استخوان )‌افت شديد خلق و خوی در روزهای بلافاصله بعد از مصرف احتمال اعتياد روانی  احتمال مسموميت(کبدی) صدمه به اعصاب مغزی بزرگ شدن پستانها در آقايان مشکل ادرار يا قادر نبودن به تخليه کامل مثانه به هنگام ادرار و در آخر بعضی از صدمات کليوی.

ميزان مرگ و مير ناشی از مصرف اکستاسی حدود دو درصدهزار مصرف کننده است. دختران جوان به علت اثرات هورمونهای جنسی زنانه  در صورت مصرف اکستاسی در معرض خطر بيشتری برای ابتلا به افت سديم خون و بدنبال آن ابتلا به حالت تشنج هستند

با توجه به اثرات اکستاسی  در افزايش فشار خون و بالا رفتن ضربان قلب و با توجه به اينکه بعضی افراد در برابر قرصها واکنش و حساسيت بيشتری بروز ميدهند. افراد دارای سابقه فشار خون يا اختلالات ضربان ضربان قلب و همچنين افراد با سابقه سکته قلبی در صورت مصرف اين قرص در معرض خطرات جدی قرار ميگيرند در صورت مصرف همزمان الکل با قرصهای اکستاسی عوارض ناشی از کاهش شديدآب وخيم تر ميشود

نتايج آخرين تحقيقات

در يک بررسی انجام شده روی دو گروه ۱۴نفری از مصرف کنندگان اکستاسی که هيچ داروی روان گردان ديگری مصرف نکردند ۱۵نفر که هيچگونه دارويی مصرف نميکنند. نشان داده شد که ميزان سروتونين در مغز به شدت کاهش يافته است و سلولهای عصبی آسيب ديده اند

منبع: اینترنت

تهیه: تقی قربانی

 

 

 

 

 


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 19:3  توسط تقی قربانی قمی  | 

اکستازی چیست ؟

  پایه شیمیایی اکستازی شبیه مسکالین و speed است. به اعتقاد بسیاری از متخصصان اکستازی مانند LSD جزو اصلی گروه مواد مخدر توهم زا و سرخوشی آور به شمار می رود. در ساخت اکستازی موادی همچون استون، نیترواتان، کلورفورم و یا حتی فورمامید به عنوان مواد پایه به کار می روند. موادی که همگی در صنعت شیمیایی و دارو سازی  کاربرد داشته و می توان به طور کاملا قانونی آن ها را تهیه و بعضی از این مواد را بدون هیچ منعی استفاده کرد. عموما ساخت این مواد در آزمایشگاه های زیرزمینی صورت می گیرد. اما در مورد اکستازی قضیه فرق می کند. این ماده نه تنها در لابراتوارهای کوچک زیرزمینی تولید می شود، بلکه در کارخانجات بزرگ هم هست. در سال 1989 فقط در مرز آلمان و هلند 3/1 میلیون عدد قرص اکستازی مصرف شده است.  اکستازی از طریق دهان و به صورت قرص همراه با آب مصرف می شود. در سطح خارجی این قرص ها اغلب اشکال و حروفی دارند که به همراه  رنگ و ترکیبات رنگی ، شدت و مدت زمان تاثیر و نوع ماده موثر آن را برای مصرف کننده مشخص می کند هر چند درستی این کدها قابل اطمینان نیست.    

درباره عوارض سوء مصرف اکستازی هنوز اطلاعات قابل اطمینانی به دست نیامده و به دلیل اختلاف نظرهای فراوانی که در مورد عوارض منفی مصرف اکستازی بر سلامت انسان وجود دارد  ،دستیابی به اطلاعات جامع علمی و آزمایشگاهی درباره عوارض و آسیب های ناشی از مصرف این مواد مشکل شده است. به این علت عوارض ناشی از سوء مصرف تنها بر پایه تجربه های مصرف کنندگان و گزارش های مددکارانی که به طور دایم با این افراد سر و کار دارند ارزیابی می شوند.

علایم مصرف اکستازی

البته علایم آنی مصرف اکستازی با فاکتورهای مختلفی مانند میزان دفعات مصرف ، میزان خلوص ماده موثر، وضعیت روحی و جسمانی، انگیزه و موقعیت مکانی مصرف کننده ارتباط متستقیم دارد.

در واقع اکستازی همانند بسیاری از مواد مخدر دیگر فقط احساس اولیه مصرف کننده را تشدید می کند. این مواد تغییر ایجاد نمی کنند، مثلا احساس سرخوردگی، اندوه، تبدیل به شادی و سرخوشی نمی شود. شاید به همین دلیل اطلاق مواد روان گردان به انواع محصولات اکستازی چندان درست به نظر نیاید.

همچنین برای بسیاری از افراد اکستازی محرک هیجان آور و در عین حال آرامش بخش است و علاوه بر آن تاثیرات توهمی ، تحریک فانتزی را نیز به دنبال دارد. اما مصرف کنندگان پیش از آن که عوارض روانی مواد را احساس کنند ابتدا عوارض جسمانی مصرف مواد را تجربه می کنند.

در افرادی که برای اولین بار اکستازی مصرف می کنند، حدود 30 دقیقه پس از مصرف معمولا افزایش ضربان قلب ، تعریق شدید، انقباض عضلانی ، عدم احساس درد بروز می کند. اما افرادی که به دفعات این مواد را مصرف می کنند احساس سوزن سوزن شدن بدن ، بی قراری ، نا آرامی و اضطراب را توصیف می کنند.

برای تشخیص عوارض ناشی از مصرف انواع مختلف مواد، همواره باید علامت ها و عوارض مصرف با مشاهدات به دست آمده آزمایشگاه های دارو سازی و آزمایش های کلینیکی و نتایج بررسی  و آزمایش قرص ها مقایسه شوند، تا در حد ممکن بتوان دریافت چه ماده موثری مصرف شده است.

 افزایش دمای بدن ،  فشار خون و همچنین افزایش فزاینده توان بدنی از آثار آنی جسمانی مصرف مواد هستند. از عوارض ناخواسته ای که نیز ممکن است بروز کند  می توان به تهوع، خشکی دهان ، انقباض عضلات فک و همچنین عدم تعادل اشاره کرد. علاوه بر این مصرف اکستازی همراه با فعالیت شدید بدنی ممکن است عوارض جسمانی - روانی مانند کم آبی شدید، استفراغ ، ترس  و واهمه شدید را در پی داشته باشد. این عوارض معمولا پس از حرکت های شدید و طولانی در محل گرم و پر جمعیت به ویژه محفل های شبانه و پارتی ها بروز می کند که در موارد  نادر منجر به سکته قلبی و یا مغزی نیز شده است. مصرف کنندگان گاه تا حد مرگ می رقصند تا جای که آب بدنشان به شدت کاهش یافته و به دلیل مصرف مواد، سیستم گیرنده های درد در بدنشان مختل شده و شخص مشکلات ناشی از کم آبی شدید را احساس نمی کند.

تاثیرات روانی

از نظر روانی مصرف اکستازی در بسیاری از افراد اعتماد به نفس را افزایش داده و شخص راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کند، به طوریکه معاشرتی شدن، بی پروایی در رفتار و گفتار، احساس محبوب بودن و مورد توجه قرار گرفتن، احساس قدرت و نیروی فوق العاده داشتن ، بروز رفتارهای هیجانی و تشدید امیال جنسی از آثار مصرف اکستازی گزارش شده است.

بزرگترین مشکل مصرف کنندگان اکستازی پایان سرخوشی اولیه است. زیرا با از بین رفتن تاثیر دارو و نشئگی حاصل از سوء مصرف یا به اصطلاح "اکستازی فیلم"، افسردگی شدید و عمیق بروز می کند. افسردگی همراه با عوارض دیگر مانند بی قراری، اضطراب، خستگی و کوفتگی عضلات، همچنین بی انگیزگی و بی تفاوتی شدید در زندگی روز مره فرد را تحت تاثیر قرار  می دهد. در کنار این موارد میل مفرط و شدید به مصرف مجدد مواد نیز در فرد به وجود می آید که می تواند اولین قدم و همچنین قدم تعیین کننده در راه وابستگی روانی به مواد مخدر باشد.

عوارض دراز مدت

هنوز در مورد عوارض دراز مدت سوء مصرف اکستازی اطلاع دقیقی در دست نیست . اما در این نکته که سوء مصرف اکستازی با خلوص بالا و به دفعات، کارایی و عملکرد سیستم عصبی مغز را به شدت دچار آسیب می کند شکی وجود ندارد.  بیش از همه حافظه کوتاه مدت مغز دچار اختلال می شود. بعضی مصرف کنندگان می گویند که در حالت نشئگی حافظه کوتاه مدتشان را به کلی از دست داده اند اما در بعضی موارد حافظه دراز مدتشان فعال شده است. اکستازی مانند دیگر مواد مخدر سیستم ایمنی بدن را به شدت تضعیف می کند و آسیب پذیری بدن را در برابر بیماری های عفونی و ویروسی به شدت افزاش می دهد. علاوه بر آن ارگان هایی که کار دفع مواد سمی  زاید بدن مثل کلیه و کبد را بر عهده دارند دچار صدمات جبران ناپذیر می شوند.

افرادی که مصرف را تازه شروع کرده اند زندگی روز مره شان هنوز تحت تاثیر مصرف قرار ندارد، اما پس ازحدود شش ماه مصرف مداوم،  اشتیاق مفرط و غیر قابل کنترل به مصرف دایمی در آنها به وجود می آید. ضمن این که اشتیاق به مصرف این مواد فرد را به سمت استعمال و مصرف مواد مخدر دیگر مانند حشیش، کوکایین و حتی بعضی داروهای پزشکی روان گردان سوق می دهد.

 

 

 

منبع: اینترنت

 

تهیه: تقی قربانی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 19:3  توسط تقی قربانی قمی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 19:2  توسط تقی قربانی قمی  | 

نام علمي اكستازي متيلن‌دي‌اكسي‌ـ اِن ـ مت‌آمفتامين1 است. اين تركيب روان‌افزا به‌طور . مصنوعي ساخته مي‌شود.اِم دی.اِم آ ، تركيب جديدي نيست. نخستين بار در سال 1912 يك شركت داروسازي آلماني به نام مِرك با هدف ساخت تركيباتي براي كنترل و مهار اشتها در افراد چاق، اين ماده را توليد كرد. اما استفاده از آن تا اواخر دهة 1970 به تعويق افتاد. در اين زمان، روان‌شناسان و روان‌پزشكان .اِم دی.اِم آ، را داروي مناسبي براي درمان اختلالات رواني و عاطفي معرفي كردند. اين محصول در دهة 1980 از انبار كارخانه‌ها خارج شد و مورد استفادة متقاضيان خياباني خود قرار گرفت. در سال 1985، دولت امريكا مصرف اين تركيب را ممنوع اعلام كرد و مطالعات انجام‌شده در مورد حيوانات آزمايشگاهي در سال 1986، آثار مخرب اكستازي را بر سيستم عصبي نشان داد. ء
اكستازي خالص، پودري سفيد متشكل از كريستال‌هاي. از اين پودر بوي كپك به مشام مي‌رسد. در صورت وجود ناخالصي، اكستازي به رنگ‌هاي قرمز و قهوه‌اي نيز ديده مي‌شود. اين ماده به اشكال قرص، كپسول، پودر استنشاقي و برچسب‌هاي پوستي موجود است. اكستازي را تزريق هم مي‌توان كرد. اما در اغلب موارد، اشكال خوراكي آن مصرف مي‌شود. ميزان اِم دی.اِم آ ، در هر قرص از 9 تا 117 ميلي‌گرم متفاوت است. قرص‌هاي موجود در بازار حاوي مقدار اندكي اِم دی.اِم آ ، و درصد زيادي ناخالصي هستند. كافئين، افدرين (تحريك‌كننده)،پی.اِم.آ ، (فعال‌كنندة سيستم عصبي)،دی.ایکس.اِم ، اِم.دی.آ ، (تركيبي كشنده)،پی.سی.پی و اِسپید ، از جمله مواد محركي هستند كه به‌عنوان ناخالصي به قرص‌هاي اكستازي افزوده مي‌شوند.

دكتر شهاب صالح‌پور، متخصص بيماري‌هاي عفوني و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، استفاده از مواد مصنوعي محرك از خانوادة آمفتامين همچون اكستازي را در جهان رو به گسترش مي‌داند و مي‌گويد: «بر اساس هشدار سازمان ملل متحد، خريد و فروش و مصرف اين مواد را به دشواري مي‌توان كنترل كرد. زيرا قيمت آنها ارزان است و به آساني همه جا در دسترس هستند. اين نوع موادِ شادي‌آور يا شادي‌افزا، به دليل ايجاد احساس شعف موقت، براي جوانان جذابيتي خاص پيدا كرده‌اند. در تايلند تركيبات مت‌آمفتامين به شكلات افزوده مي‌شود و به نام يا ـ با ، كه در زبان تايلندي به معناي داروي جنون است، به كودكان و نوجوانان فروخته مي‌شود. قرص‌هاي، اسپید، را رانندگان تاكسي مي‌خورند و با سرعت 160 كيلومتر در ساعت در بزرگراه‌هاي تايلند تردد مي‌كنند. همچنين اين قرص در تايلند در كنار مشروبات الكلي براي مشتريان سرو مي‌شود. در اندونزي تركيبي مشابه به نام شابو به بازار عرضه شده كه ارزان‌قيمت است و معمولاً روسپيان و مشتريان آنها از آن استفاده مي‌كنند. مردم محلي به آن برادر فقير كوكائين مي‌گويند. افراد طبقة متوسط به جاي آن اكستازي مصرف مي‌كنند كه گران‌تر است. بررسي‌هاي به‌عمل‌آمده در انگلستان نشان مي‌دهد كه يك ميليون نفر اكستازي مصرف مي‌كنند. به اين دارو در انگلستان داروي عشق گفته مي‌شود
به اين ترتيب، دارويي كه در سال‌هاي پس از جنگ جهاني اول براي درمان افسردگي سربازان امريكايي و آلماني به كار مي‌رفت، در دهه‌هاي بعد، به‌عنوان يك مادة شادي‌آور رواج يافت.

آثار مصرف اكستازي

حميد ع. هجده سال دارد. وي دانش‌آموز دورة پيش‌دانشگاهي است. حميد را در بخش اعصاب و روان يكي از بيمارستان‌هاي تهران بستري كرده‌اند. وي كه در حدود يك‌ ماه پيش به قصد خودكشي رگ دست خود را از ناحية مچ بريده است، در پاسخ به اين سؤال كه چرا اكستازي مصرف مي‌كند، مي‌گويد: «شادي‌اش را نمي‌شود وصف كرد

دكتر آذردخت مفيدي، روان‌پزشك و روانكاو سازمان پزشكي قانوني كشور، آثار مصرف اكستازي را بر روان اين‌گونه تشريح مي‌كند: «روان به سه جزء خودآگاه، پيش‌آگاه و ناخودآگاه تقسيم مي‌شود. در سطح خودآگاه، انگيزه‌ها، رفتارها و احساساتي مطرح هستند كه نسبت به آنها آگاهي داريم. تفكرات و احساسات موجود در سطح پيش‌آگاه با تمركز قابل دسترسي‌اند و نسبت به سطح ناخودآگاه آگاهي نداريم. اكستازي به معناي جذبه است. جذبه حالتي در روان است كه در آن سطح خودآگاه موقتاً محو مي‌شود و فرد در مقابل سطح پيش‌آگاه و ناخودآگاه خود قرار مي‌گيرد. احساسات، تفكرات و اعمال ما را سطح خودآگاه كنترل مي‌كند. با از بين رفتن كنترل خودآگاه، افكار و تعارضات ناخودآگاه بروز مي‌كنند. براي مثال، فردي را در نظر بگيريد كه از اجتماع وحشت دارد. اين فرد در شرايط معمولي ارتباط صميمانه‌اي با اطرافيان برقرار نمي‌كند. اما به دنبال مصرف اين دارو، ترس خودآگاه وي از اجتماع محو مي‌شود و تمايل فرد به برقراري ارتباطات اجتماعي افزايش مي‌يابد. همچنين در شرايط طبيعي، مواجه شدن ما با عوامل استرس‌زا موجب ترشح هورمون‌هاي خاصي مي‌شود كه بدن را در وضعيت فرار و گريز قرار مي‌دهد. مصرف اكستازي نيز چنين وضعيتي را در بدن ايجاد مي‌كند. تمام مكانيسم‌هاي دفاعي بدن به كار مي‌افتند و انرژي فرد زياد مي‌شود.

مهم‌ترين اثر اين دارو امنيت‌بخشي رواني است. به‌طور كلي، انگيزة انسان براي هر عملي از سه عامل منشأ مي‌گيرد: عشق، ترس و گناه. اين نوع داروهاي روان‌گردان احساس ترس و گناه را در روان به حداقل مي‌رسانند. در نتيجه، اعتمادبه‌نفس فرد افزايش مي‌يابد و تمايل طبيعي او براي برقراري ارتباط صميمانة فيزيكي و عاطفي زنده مي‌شود. هر فرد با رشد مكانيسم‌هاي رواني خود احساس امنيت مي‌كند و با محيط پيرامونش سازگار مي‌شود. اگر فردي احساس امنيت را با مصرف دارو يا مادة خاصي به روان خود القا كند، در درازمدت توانايي‌اش براي خلق چنين شرايطي به حداقل مي‌رسد. يعني اكستازي يك شخصيت كاذب ايجاد مي‌كند و به دنبال قطع دارو، فرد به وضعيت رواني نابسامان اوليه بازمي‌گردد

دكتر فربد فدايي، روان‌پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه، در مورد آثار مصرف اكستازي مي‌گويد: «اين دارو باعث ايجاد احساس سرخوشي و قدرت مي‌شود. توجه و تمركز فرد نيز به دنبال مصرف اكستازي افزايش مي‌يابد.» اثر،20،اِم دی.اِم آ تا 40 دقيقه پس از خوردن قرص اكستازي ظاهر مي‌شود. احساس خشنودي، نشاط، صميميت و نزديكي به افراد به شكل افراطي در فرد به‌وجود مي‌آيد. اين آثار 60 تا 90 دقيقه پس از مصرف اكستازي به حداكثر خود مي‌رسند و 3 تا 4 ساعت پس از مصرف از بين مي‌روند و خستگي، اضطراب و افسردگي جانشين آنها مي‌شود.

دكتر مهديس كامكار، روان‌پزشك، به اختلالات دركي ناشي از مصرف اكستازي اشاره مي‌كند: «درك هر پنج حس در فرد مختل مي‌شود. يعني فرد بدون وجود محرك خارجي، حسي را درك مي‌كند. در حالت طبيعي، براي درك هر حس، قسمتي از قشر مخ فعال مي‌شود. به دنبال ايجاد اختلال در سيستم اعصاب مركزي، مناطق مختلف قشر مخ بدون وجود محرك واقعي فعال مي‌شوند. شايع‌ترين توهم در اين ميان مربوط به حس بويايي است. يا اين‌كه فرد صدايي را مي‌بيند و مي‌شنود. اصطلاح جيغ بنفش را براي فهم بهتر اين وضعيت مثال مي‌زنم. يعني هم صداي جيغ را مي‌شنود و هم آن را به رنگ بنفش مي‌بيند. همچنين، درك هر حس زياد مي‌شود. براي مثال، فرد صداي شخصي را كه در نزديكي او نشسته است از فواصل دوردست مي‌شنود، يا ماه را لمس مي‌كند. اين وضعيت بسيار وحشتناك و رعب‌آور است و فرد دچار روان‌پريشي مي‌شود. به دنبال مصرف اكستازي، شعور، آگاهي و روان فرد مختل مي‌شود. او نمي‌داند كه كجاست، كيست و متعلق به چه زماني است. همچنين، اين ماده آستانة تحريك‌پذيري رواني را پايين مي‌آورد

دكتر ساحل همتي‌گركاني، روان‌پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، مي‌گويد: «اكستازي بر قدرت سنجش واقعيت اثر مي‌گذارد و فرد را مستعد جنون مي‌كند. اين افراد بخصوص نسبت به حركات غيركلامي اطرافيان حساس مي‌شوند. مثلاً فكر مي‌كنند كه سايرين مشغول بدگويي از آنان هستند. مشكل ديگري كه در مصرف‌كنندگان اكستازي ظاهر مي‌شود «سندروم پس از توهم»2 است. متأسفانه در نيمي از مصرف‌كنندگان، اين سندروم بروز مي‌كند. به اين ترتيب كه شخص، پس از محو آثار اكستازي، تجربيات زمان سرخوشي را درك مي‌كند. اين وضعيت ناخواسته، موجب افزايش ميل به خودكشي در اين گروه مي‌شود

افزايش قواي فكري، افزايش احساس رضايت از وضع موجود، افزايش انرژي بدن، احساس راحتي و آرامش، احساس نزديكي و تعلق به ديگران، احساس عشق و يكدلي و بخشش و عفو، تقويت حس قدرداني، احساس عطش، كاهش تمايل به خوردن، اصرار به در آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران، افزايش سرعت عمل، حركات غيرارادي چشم، غيرارادي بودن احساسات، پرچانگي و حركت دادن زبان و فك، دندان قروچه يا ساييدن دندان‌ها به هم، گرفتگي عضلات، افزايش ضربان قلب، پرفشاري خون، بيقراري، اضطراب، نگراني، لرزش اندام‌ها، افزايش دماي بدن يا كاهش آن، از دست رفتن آب بدن، سردرد، سرگيجه و از بين رفتن تعادل از ديگر علائم مصرف داروي روان‌افزاي اكستازي هستند. به دنبال افزايش فعاليت سيستم عصبي خودكار و پرفشاري خون، فرد مستعدِ ابتلا به حملات قلبي و مغزي مي‌شود. به‌علاوه، گاه كاهش حجم آب بدن آن‌قدر زياد است كه منجر به مرگ فرد در نتيجة كاهش حجم خون مي‌شود. اكستازي هيپوتالاموس يعني مركز تنظيم حرارت بدن را نيز تحت تأثير خود قرار مي‌دهد. در نتيجه دماي بدن مصرف‌كننده به شكل غيرقابل مهاري بالا يا پايين مي‌رود.

تخريب روان و جسم

اكستازي اثرهاي متعددي بر مغز مي‌گذارد. اين ماده يك واسطة عصبي‌ـ شيميايي به نام سروتونين را آزاد و همچنين از بازجذب سروتونين جلوگيري مي‌كند. واسطة عصبي‌ـ شيميايي ديگري كه ميزان ترشح آن تحت تأثير اكستازي قرار مي‌گيرد، دوپامين است. اِم دی.اِم آ ، مقدار دوپامين مغز را كاهش مي‌دهد.
تحقيقات اخير نشان مي‌دهد كه اِم دی.اِم آ آثار مخربي بر مغز دارد. دكتر جورج ريكورته ، استاد عصب‌شناسي دانشكدة پزشكي دانشگاه جان هاپكينز امريكا، تصاوير كامپيوتري به‌دست‌آمده از مغز افرادي را كه اكستازي مصرف مي‌كنند مطالعه كرده است. كساني كه در طول 5 سال به‌طور متوسط 200 مرتبه قرص اكستازي مصرف كرده‌اند، هرچند از نظر رفتاري كاملاً طبيعي‌اند، درجاتي از تخريب مغزي را نشان مي‌دهند. همچنين ارتباط معناداري ميان دفعات مصرف اكستازي و ميزان تخريب مغزي به دست آمد. دكتر ريكورته دريافت كه اكستازي در مصرف‌كنندگان دائمي خود 20 تا 60 درصد از سلول‌هاي سازندة سروتونين را از بين مي‌برد. تخريب اين سلول‌ها قدرت يادآوري و يادگيري فرد را كاهش مي‌دهد.
دكتر حميد مرتضوي، روان‌پزشك و متخصص ترك اعتياد، مي‌گويد: «مصرف طولاني‌مدت اين دارو علائم روحي و رواني مشابه بيماران اسكيزوفرن ايجاد مي‌كند
آرميتا ف. دوبار در هفته به بخش دياليز يكي از بيمارستان‌هاي تهران مي‌آيد و چهار ساعت طاقت‌فرسا روي تخت دياليز مي‌خوابد. به لولـه‌هاي قطور دستگاه نگاه مي‌كنم. خون از طريق يك لولـه به داخل دستگاه مي‌رود و با لولـة ديگري به بدن آرميتا منتقل مي‌شود. چشمان جوان و غمگينش را به من مي‌دوزد: «هرچه مي‌خواهي بگو. جنس خوب و رفيق ناباب... قرص اكس اين بلا را سرم آورده
زوال حافظة كوتاه‌مدت، تخريب سلول‌هاي قشر مخ، نارسايي كبد و كليه‌ها، كاهش شديد وزن و ضايعات پوستي از جملة ديگر عوارض مصرف اكستازي است كه به تأييد سازمان بهداشت جهاني رسيده است. به اعتقاد يكي از محققان برجستة امريكايي، قدرت تخريب اكستازي چنان است كه حتي با يك‌بار مصرف آن، احتمال از دست دادن 60 درصد از حافظه وجود دارد.
طيف آثار مخرب اين تركيب شگفت‌آور است. اكستازي بر ساختمان مادة وراثتي موجود زنده (دی اِن اِی) نيز اثر مي‌گذارد و نقايص ژنتيكي ايجاد مي‌كند.
نام بهرام ق. در فهرست دريافت پيوند كبد قرار دارد. او 16 ساله است و تنها يك‌بار نصف قرص اكس خورده است. سموم موجود در اين قرص كبد بهرام را از كار انداخته است. حالا او منتظر است تا بخشي از كبد برادرش را با يك عمل پيوند دريافت كند.
آيا اكستازي اعتيادآور است؟

دكتر محسن وزيريان، رئيس ادارة پيشگيري و درمان سوءمصرف مواد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، مي‌گويد: «مصرف اين نوع داروها مانند ساير مواد مخدر با لذت همراه است و فرد را تحريك به مصرف دوباره مي‌كند. مشابه آنچه در مورد بقية مواد مخدر صادق است، پس از يكي دو بار مصرف دارو، دوز بالاتري لازم است تا فرد ارضا شود

اكستازي اعتياد جسماني ايجاد نمي‌كند. دكتر آذردخت مفيدي توضيح مي‌دهد: «اعتياد به دو شكل جسماني و رواني مطرح مي‌شود. مصرف اين دارو اعتياد جسماني ايجاد نمي‌كند، ولي وابستگي رواني فرد را به دنبال خواهد داشت. اكستازي باعث پاداش به منِ (اِگو) فرد مي‌شود. بنابراين روان را به‌واسطة افزايش احساس رضايت از خود و احساس امنيت تقويت مي‌كند
گروهي از افراد به‌طور ژنتيكي داراي استعداد گرايش به اكستازي هستند. اين افراد كساني هستند كه مراكز پاداش در مغز آنها ضعيف عمل مي‌كند. در نتيجة اين نقصان، آنان نياز به يك عامل خارجي دارند تا احساس رضايتمندي را ايجاد كند. چنين شرايطي منجر به اعتياد فرد به يك محرك كاذب مي‌شود.
دكتر فربد فدايي مي‌گويد: «هرچند كه اين دارو اعتياد جسماني ايجاد نمي‌كند، يك‌بار مصرف آن تا 80 درصد احتمال استفادة مجدد را افزايش مي‌دهد

مسموميت با اكستازي

آنچه به دنبال مسموميت با اكستازي اتفاق مي‌افتد كُما و مرگ است. فرد به‌شدت عرق مي‌كند و حجم زيادي از آب بدنش را از دست مي‌دهد. مردمك چشم گشاد مي‌شود. تب بالا مي‌رود و فرد گرمازده مي‌شود. قلب به‌شدت مي‌تپد. فشارخون بالا مي‌رود و هر لحظه احتمال خونريزي مغزي يا حملات قلبي وجود دارد.
هنوز پادزهر مؤثري براي درمان مسموميت ناشي از مصرف اكستازي شناخته نشده است. در مورد اين قبيل افراد، پزشكان به اقدامات حمايتي مانند پايين آوردن فشارخون، جبران آب ازدست‌رفته و كنترل درجة حرارت بدن اكتفا مي‌كنند.

اكس پارتي


ميهماني‌هاي رِيو در دهة هشتاد ميلادي بحران جديدي در اروپا و امريكا به‌وجود آوردند. اكستازي به‌طور غيرقابل مهاري در ميان جوانان نفوذ كرده بود و روزبه‌روز بر تعداد مصرف‌كنندگان آن افزوده مي‌شد. كساني كه به اين قبيل ميهماني‌ها مي‌رفتند هماهنگ و عجيب بودند. يكسان لباس مي‌پوشيدند تا خود را به صورت يك گروه درآورند. بزرگ‌ترين گروه اكس‌بازها فرقة لايِن پت بود. اعضاي اين فرقه گمان مي‌كردند كه با خوردن قرص‌هاي اكستازي به روشنايي مي‌رسند. اما اصطلاح اكس پارتي مربوط به مجالسي است كه معمولاً از ابتداي شب تا بامداد روز بعد به طول مي‌انجامند. اين ميهماني‌ها با رقص‌هاي تند و متمادي در حين پخش موسيقي مخصوص مانند ريو، هاووس، و ترنس همراه‌اند. در اين ميهماني‌ها، قرص‌هاي اكستازي در ظرف‌هايي دست به دست مي‌گردد. از آنجا كه پس از مصرف اكستازي بايد مقدار زيادي آب به بدن رساند، اصطلاح «آب خوردن» براي مصرف زيرزميني قرص اكس به كار مي‌رود. در برخي از اين ميهماني‌ها، به منظور جذب مصرف‌كنندگان، قرص‌ها را به‌صورت رايگان عرضه مي‌كنند.

دكتر آذردخت مفيدي علت تمايل مصرف‌كنندگان اكستازي به استفادة گروهي از آن را چنين توجيه مي‌كند: «اين تمايل به مصرف گروهي در مورد تمام مواد مخدر وجود دارد. اما در مورد اكستازي يكي از دلايل مطرح، نياز به وجود يك فرد حمايت‌كننده است. مصرف انفرادي اين دارو در تنهايي خطرآفرين است. از سوي ديگر، احساس سرخوشي دسته‌جمعي براي هر كدام از مصرف‌كنندگان حكم تأييد را دارد و فرد متقاعد مي‌شود كه كار درستي انجام مي‌دهد. دليل ديگر، نياز مصرف‌كنندگان به برقراري ارتباطات صميمانة اجتماعي است. آنها همديگر را در آغوش مي‌گيرند و از بودن در كنار هم لذت مي‌برند

دكتر فربد فدايي مي‌گويد: «معتادان به دليل مشكلات شخصيتي هميشه به دنبال يافتن هويت گروهي هستند. آنان جايگاه فردي خود را نيافته‌اند و مي‌خواهند در يك گروه هويتي بيابند
اكس پارتي‌ها تاريك هستند. تنها صداي موسيقي مي‌آيد و بوي عرق تن‌هايي كه به‌شدت تكان مي‌خورند. اكستازي باعث گشادي مردمك چشم مي‌شود و مردمك گشادشده چشم را در برابر نور حساس و آسيب‌پذير مي‌كند.

ممنوعیت جهانی و  اكستازي
مجلس انگلستان، پيش از رسيدن قرص‌هاي اكستازي از امريكا به اين كشور، مجازات سنگيني را براي توليد، توزيع و مصرف اين قرص‌ها وضع كرد. اما نتيجه كاملاً برخلاف انتظار بود. جوانان انگليسي بسيار بيشتر از امريكايي‌ها به اكستازي روي آوردند. زندگي برخي از جوانان انگليسي آن‌چنان به اكس وابسته شد كه بار سفر بستند و خود را به امريكا رساندند. در دهة 1990، در گوشه و كنار خيابان‌هاي امريكا جواناني ژنده‌پوش به چشم مي‌خوردند كه كشورشان را براي راحت‌تر مصرف كردن قرص‌هاي اكس ترك كرده بودند. اما قرص‌هاي اكستازي، با همان سرعتي كه جاي خود را در ميان جوانان امريكايي و اروپايي باز كردند، از رواج افتادند. در قانون كيفري امريكا جرم كسي كه اين قرص‌ها را به دوستانش مي‌دهد از جزاي فروشندگان قرص‌ها بيشتر است. در اين كشور سالانه 4/3 ميليون نفر دست‌كم يك‌بار از اكستازي استفاده مي‌كنند.

ماده‌اي اعتيادآور براي جوانان مرفه ايران

دكتر محسن وزيريان در مورد آمار مصرف‌كنندگان اكستازي در ايران مي‌گويد: «طبق آماري كه در سال 1380 از يك تحقيق به دست آمده است، بيش از 40 هزار نفر در ايران اين دارو را تجربه كرده‌اند. بخش عمده‌اي از مصرف‌كنندگان اكستازي را دانش‌آموزان و نوجوانان تشكيل مي‌دهند. البته اين نمونه‌ها را نمي‌توان به كل جامعه تعميم داد. موضوع پراهميت ديگر، الگوي مصرف داروهاي نشاط‌آور است. اگر در مصرف مواد مخدري مانند هروئين، به ازاي هر 10 مصرف‌كنندة مرد، يك مصرف‌كنندة زن وجود دارد، در مورد اكستازي اين نسبت 2 به 1 است
دكتر حميد مرتضوي مشخصات اغلب مصرف‌كنندگان اكس را چنين توصيف مي‌كند: «مرد يا زني جوان، تحصيلكرده يا دانشجو، داراي وضعيت اقتصادي خوب كه در خانواده‌اي ازهم‌پاشيده رشد كرده يا تنها زندگي مي‌كند

قرص‌هاي موجود در بازار ايران عناوين مختلفي دارند: دلفين، لنگر، صليب سرخ، رنو، سان‌شاين، سوپرمن، هوندا، اپل، امگا، پليكان، لاو، مرسدس و غيره. اين قرص‌ها با قيمت هر عدد 6 تا 12 هزار تومان به فروش مي‌رسند.
از حميد ع. دليل تفاوت قيمت‌ها را مي‌پرسم. پاسخ مي‌دهد: «من هميشه يكي از دو نوع دلفين و صليب سرخ را مصرف مي‌كنم. دلفين ارزان‌تر است. زودتر هم بي‌اثر مي‌شود. صليب سرخ قوي‌تر است. هر قرص آن را به قيمت 12 هزار تومان مي‌فروشند
او در پاسخ به اين سؤال كه چگونه قرص‌هاي اكستازي را تهيه مي‌كند مي‌گويد: «به‌صورت باز يا بسته‌بندي‌شده برايم مي‌آورند. جواني مرتب و آدم‌حسابي آنها را جلو در خانه تحويل مي‌دهد
اكستازي در ايران، با ايجاد برخي تغييرات در مادة اصلي آمفتامين، در آزمايشگاه‌هاي غيرمجاز به دست مي‌آيد. توليد اكستازي فعاليتي غيرقانوني است كه، به دليل سودآوري آن، تعداد زيادي از افراد فرصت‌طلب به آن مشغول‌اند.

اكستازي: زنان برابر با مردان

در مقايسه با ساير مواد اعتيادآور، تمايل زنان به استفاده از اكستازي به‌مراتب بيشتر است.
دكتر آذردخت مفيدي اين الگو را بخشي از بحران زنِ مدرن در ايران مي‌خواند و مي‌گويد: «گاهي زنِ مدرن، قدرت را در طرد زنانگي خود مي‌داند. بنابراين به سمت دنيايي مردانه كشيده مي‌شود
دكتر حميد مرتضوي اضافه مي‌كند: «زنان تمايل بيشتري به استفاده از اكستازي دارند. زيرا حالت نشئه و خمودگي‌اي كه به دنبال اعتياد به ساير مواد مخدر ايجاد مي‌شود، در مصرف اين دارو مشهود نيست. به‌علاوه، استفاده از آن راحت و سريع است و نيازي به سرنگ تزريقي و آتش ندارد. همچنين، قرص‌هاي كوچك اكس به‌راحتي حمل مي‌شوند و مخفي كردن آنها آسان‌تر است
دكتر ساحل همتي‌گركاني مي‌گويد: «به‌طور كلي، افسردگي و اختلالات اضطرابي در ميان زنان شيوع بيشتري دارد. از طرف ديگر، آنان به درمان‌هاي بي‌سروصدا علاقه‌مندند. بنابراين، براي رفع حالات نامناسب رواني خود، مصرف قرص‌هاي كوچك اكس را ترجيح مي‌دهند

هشدار مرگ

از سال 1997 تا آوريل 2002، 202 مورد مرگ بر اثر مصرف اكستازي در انگلستان و ولز گزارش شده است. 85 درصد اين افراد، علاوه بر اكستازي، مادة ديگري مانند الكل نيز مصرف كرده بودند.
استفاده از اين قرص‌ها همراه با ماري‌جوانا رايج است. اما نوشيدن مشروبات الكلي در كنار مصرف اكستازي فرد را دچار كم‌آبي كشنده‌اي خواهد كرد.
از سوي ديگر، آمار بروز رفتارهاي پرخطر در مصرف‌كنندگان اكستازي هشداردهنده است. مصرف اين دارو، با ايجاد بي‌پروايي، رفتارهاي جنسي محافظت‌نشده و مكرر به دنبال خواهد داشت. در نتيجه ارتباط نزديكي ميان مصرف اكستازي و ابتلا به ايدز يافت شده است. همچنين بيماري‌هاي مقاربتي در شيوع بيشتري دارد.

منبع:اینترنت

تهیه: تقی قربانی قمی





 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 19:1  توسط تقی قربانی قمی  | 

Please read Wikipedia founder Jimmy Wales's personal appeal.

Human cloning

From Wikipedia, the free encyclopedia.

Jump to: navigation, search

Human cloning is the creation of a genetically identical copy of an existing, or previously existing human or growing cloned tissue from that individual. The term is generally used to refer to artificial human cloning; human clones in the form of identical twins are commonplace, with their cloning occurring during the natural process of reproduction.

Contents

[hide]

[edit]

Understanding cloning

Although genes are recognized as influencing behavior and cognition, "genetically identical" does not mean altogether identical; almost no one would deny that identical twins, despite being natural human clones with identical DNA, are separate people, with separate experiences and not altogether overlapping personalities. However undramatic it may sound, the relationship between an "original" and a clone is rather like that between identical twins raised apart; they share all the same DNA, but little of the same environment. Ultimately, the question of how similar an original and a clone would be boils down to how much of personality is determined by genetics, an area still under active scientific investigation. (See nature versus nurture and cloning.)

[edit]

Techniques

Currently the most successful cloning technique is the same process which allowed Dolly the sheep to be cloned - somatic cell nuclear transfer. It is also the technique used by ACT, the first company to successfully clone a human embryo (see research section below). An egg cell taken from a donor has its nucleus removed. Another cell with the genetic material to be cloned is fused with the original cell.

Another way of cloning is by parthenogenesis, where an unfertilized egg cell is induced to divide and grow as if it were fertilized. This technique only works on females.

In reproductive cloning, the cloned embryo is implanted in a woman's uterus. This should develop into a normal baby, its only distinction being that it would be almost genetically identical to the DNA donor. Scientific knowledge of normal and abnormal development could also be found.

Therapeutic cloning could be used to provide replacement organs or tissue for people who have had theirs damaged. The cloned embryo would contain DNA taken from the transplant patient. After nuclear transfer, the cell would divide to form an embryo and stem cells would be removed. Stem cells could develop into any tissue or organ. These cloned organs would be compatible with the person's immune system, so no immunosuppressant drugs would have to be taken after the operation. However, no therapies have been developed yet from this procedure.

The third type of cloning is called Recombinant DNA technology. This is when parts of or a whole DNA molecule is created with the purpose of eliminating genetic faults in a human.

[edit]

Limits of cloning

First, none of these techniques provide exact clones -- they would be 99.7% identical to the DNA donor, because some important genes are present outside the nucleus, in mitochondria for example. Some of the DNA of the DNA donor would be missing for the clone to be an exact copy, and some of the resulting clone DNA would come from the donor egg-cell. How much change this would lead to in the clone is being investigated, but it could spell problems for therapeutic cloning, where compatibility is essential because of the risk of rejection.

Second, difficulties with cloning organisms from their somatic (non germline) cells tend to lead to (what seems to be) premature aging in higher animals. If a new brain is generated in that body, there is no reason to believe that consciousness, apart from the ethics of the move, can ever be moved from one brain into a new brain even if it is genetically identical. Identical twins often show uncanny parallels in life choices, but rarely do they exhibit any characteristics that would cause one to believe that genetic similarities in brains lead to any kind of compatibility of consciousness. If a brain is moved from an old body to a new one, even a clone, it would continue to lose size and capacity to regenerate cells, and continue to be subject to such disorders as Alzheimer's disease. Given all this, 'immortality' seems a difficult goal to achieve, and even extended lifespan may be at a low quality of life.

Given these limits, the main reason for interest in the speculations is that they may be driving funding for research, and providing active lobbying for legal or political protections for the cloning industry. Concerns regarding the Raelian movement tend to focus on this issues.

[edit]

The current status of cloned-embryo research

In 1998, South Korean scientists claimed to have created the first cloned human embryo, but the results were never published and many doubt that they had done so.

In the November 25, 2001, issue of the Journal of Regenerative Medicine, a US company Advanced Cell Technology claimed that it had successfully created a clone of a human, in the form of an embryo. ACT vice president Dr. Robert Lanza said that the company's intention was to use this in therapeutic cloning, in order to harvest embryonic stem cells from a patient.

Some scientists objected that the ACT cloning had not actually been successful because the cloned embryos had only divided a few times, meaning it was possible that the transplanted genetic material had not actually been used. Further criticisms were of the company's inability to collect much useful information from the experiment, and of their inability to harvest stem cells. The company stressed that it was against reproductive cloning and they hoped to develop purely therapeutic processes.

Few cloning scientists admit that there may be another daunting limitation to cloning humans. There are several diseases in humans that hint that a new embryo probably needs DNA that has been exposed to the cytoplasm of an egg cell and also the cytoplasm of a sperm cell in order to develop properly. Prader-Willi syndrome and Angelman syndrome in humans are caused when both chromosome 15's are inherited by only one of the parents (a rare occurance called uniparental disomy). Prader Willi syndrome results from a double copy of a specific region of the mother's chromosome 15 (or a paternal deletion in the same chromosome 15 region) and Angelman's syndrome is the result of a double copy of the same region on the fathers's chromosome 15 (or a maternal deletion). If such debilitating diseases are caused by imprinting of a single chromosome pair, perhaps having all chromosomes only being exposed to egg cell cytoplasm will prevent viable embryos from growing using modern cloning techniques.

[edit]

Hwang Woo-Suk

In 2004, a group of scientists led by Hwang Woo-Suk of Seoul National University in Korea claimed to have grown 30 cloned human embryos to the one-week stage, and then successfully harvested stem cells from them. The results of their experiment were published in the peer-reviewed journal Science.

On May 30, 2005, Hwang's team announced the creation of 11 lines of human stem cells, using a different technique (Hwang et al. 2005).

Later in 2005, a pattern of lies and fraud by Hwang Woo-Suk came to light, throwing in doubt all his claims.

Finally in 2006, the claims were determined to be fradulent [1]

[edit]

Risks of growing a cloned embryo to term

Reproductive cloning has supporters such as the scientists Panayiotis Zavos, Brigitte Boisselier, and Severino Antinori. Antinori had claimed that a cloned baby would be possible before 2003. However, the majority of scientists, including Ian Wilmut, who led the team that cloned Dolly the sheep at the Roslin Institute, claim that there are many further complications to reproductive human cloning in its current form. Aside from the ethical questions involved, the scientists claim that it is simply too risky. In a debate for the American National Academy of Sciences Wilmut quoted the low survival rate of cloned animals as evidence that human cloning would be dangerous. The main fears are that children will be born with genetic disorders, which might develop or worsen over the years.

Zavos thinks that by screening embryos before and after implantation this risk would be reduced significantly. Don Wolf, a researcher at Oregon Regional Primate Research Centre, disagrees. He suggests that screeners would not even know what to look for.

Zavos works with the Italian infertility expert Severino Antinori, who was recently expelled from the International Association of Private Assisted Reproductive Technology (APART) for his well-publicized wish to be the first to clone a human. Antinori claims that cloning humans would actually be safer than in animals. He quotes research from Duke University, which seems to suggest a vital genetic difference between primates and other animals with regard to cloning. A problem discovered when cloning was first developed was that many of the clones grew much too large in the uterus, consequently dying at birth. A researcher at the university, Randy Jirtle, suggests this is due to the growth controlling gene IGF2R being suppressed. In animals a process known as imprinting can cause this gene not to be expressed. If the remaining gene is also turned off then 'large offspring syndrome' (LOS) occurs. Research he has done suggests that in primates neither gene can be subject to imprinting. Jirtle thinks that because of these extra safeguards, reproductive human cloning would be much safer than cloning of other mammals.

This is disputed by scientists who say that large-offspring syndrome is just one of many problems that result from cloning. Controlling this gene would not prevent many other genetic disorders which have yet to be fully understood or discovered.

Zavos and Antinori also say that the many of the developmental problems in animals were due to non-ideal conditions in which the embryos were cultured. Researchers at the Whitehead Institute for Biomedical Research, MIT, have found that this disrupts genes so that apparently normal-looking animals die early. Zavos points out that reproductive science is actually more advanced in humans due to the widespread use of treatments such as in vitro fertilisation (IVF), and therefore cloning in humans is not such a large step as animal cloning was.

The Whitehead team, however, conclude that reproductive human cloning is not a good idea. They did suggest, though, that therapeutic cloning of organs should be safer. This is because the imprinting experienced during culture is less important when cells specialize and start to grow in to specific tissues.

[edit]

Claims of success in human cloning beyond the embryo stage

In 1978 David Rorvik claimed in his book In His Image: The Cloning of a Man that he had personal knowledge of the creation of a human clone. A court case followed. He failed to produce corroborating evidence to back up his claims, and his claims are now regarded as a hoax.

Severino Antinori made claims in November 2002 that a project to clone human beings has succeeded, with the first human clone due to be born in January 2003. His claims were received with skepticism from many observers.

In December 2002, Clonaid, the medical arm of a cult called Raëlism, who believe that aliens introduced human life on Earth, claimed to have successfully cloned a human being. They claim that aliens taught them how to perform cloning, even though the company has no record of having successfully cloned any previous animal. A spokesperson said an independent agency would prove that the baby, named Eve, is in fact an exact copy of her mother. Shortly thereafter, the testing was cancelled, with the spokesperson claiming the decision would ultimately be left up to Eve's parents.

A mother in America plans to pay $500,000 to the Clonaid organization to clone her deceased daughter. In December 2004 Dr. Boisselier, claimed in letter to the UN that Clonaid has successfully cloned 13 children, however their personalities cannot be revealed to the public in order to protect them.

Dr. Panos Zavos claimed on January 17, 2004 to have successfully produced a two week old cloned embryo which he attempted to implant into a 35 year old woman. However, the woman did not become pregnant.

[edit]

Possible advantages

Many hopes have been put upon human cloning. Therapeutic cloning could provide needed organ transplants. A cure for cancer by a better understanding of the cell-differentiation process, as well as better treatments for heart attacks and improved cosmetic surgery, are being cited as being possible with the new technology. Dr. Richard Seed thinks that human cloning will help us understand, and eventually reverse, the human aging process.

Antinori and Zavos hope to create a fertility treatment that allows parents who are both infertile to have children with at least some of their DNA in their offspring. Some families have high hopes for reproductive cloning. How to Build a Human, a documentary by BBC and Discovery Channel, illustrated the prospects by showing an American family that wants to make a clone of their third child, who, although genetically healthy, had serious mental and physical deficiencies due to complications at birth and is expected to die soon. Other people hope to clone their already deceased children. Jonathan Colvin, in an interview on the CBC, expressed his desire to clone himself while repairing his genetic defect (cystic fibrosis), thereby creating a version of himself free of the fatal disease.

[edit]

The current law on human cloning

In 1998, 2001, and 2003 the US House of Representatives voted whether to ban all human cloning, both reproductive and therapeutic. Each time, divisions in the Senate over therapeutic cloning prevented either competing proposal (a ban on both forms or reproductive cloning only) from passing. President George W. Bush is opposed to human cloning in any form. Some states ban both forms of cloning, while some others outlaw only reproductive cloning.

Current regulations prohibit federal funding for research into human cloning, which effectively prevents such research from occurring in public institutions and private institution such as universities which receive federal funding. However, there are currently no laws in the United States which ban cloning completely, and any such laws would raise difficult Constitutional questions similar to the issues raised by abortion.

The British government introduced legislation in order to allow licensed therapeutic but not reproductive cloning in a debate in January 2001 after an amendment to the Human Embryology Act. However on November 15, 2001 opposition groups won a High Court legal challenge that effectively blocked cloning of embryos for therapeutic purposes. They discovered a loophole which allows reproductive cloning to be performed also. Anti-abortion groups say that a new debate is necessary because of recent technologies having been developed that might circumvent the need for embryonic cloning. The government overruled this attempt at the beginning of March 2002 and currently therapeutic cloning is allowed under license of the Human Fertilisation and Embryology Authority. The first known licence was granted on August 11, 2004 to researchers at the University of Newcastle to allow them to investigate treatments for diabetes, Parkinson's disease and Alzheimer's disease.

Australia has prohibited human cloning, though a government committee is still reviewing issues related to therapeutic cloning and the creation of human embryos for stem cell research.

Organizations devoted to cloning humans, such as the Raelites' Las Vegas-based Clonaid, as well as Antinori and Zavos, are very hard to control. Many think these groups would shift their operations to other countries should mainstream legislation impede their operations, as many less-developed nations have no such ban on cloning, so human cloning experiments could (theoretically) be easily shifted to more viable areas.

On December 12, 2001 the United Nations General Assembly began elaborating an international convention against the reproductive cloning of human beings. Lawrence Goldstein, professor of cellular and molecular medicine at the University of California at San Diego, claims that the United States, unable to pass a national law, forced Costa Rica to start this debate in the UN over the international cloning ban. In February 2005 a vaguely worded and non-binding United Nations Declaration on Human Cloning was finally adopted. [2]

The European Convention on Human Rights and Biomedicine prohibits human cloning in one of its additional protocols, but this protocol has been ratified only by Greece, Spain and Portugal. The Charter of Fundamental Rights of the European Union explicitly prohibits reproductive human cloning, though the Charter currently carries no legal standing. The proposed European Constitution would, if ratified, make the charter legally binding for the institutions of the European Union.

[edit]

Human cloning in fiction

Human cloning has long been a subject of speculation in science fiction. Science fiction writers have depicted human cloning for many purposes: obtaining comic effects from the presence of duplicate characters; issuing warnings about (supposed) scientific hubris; and presenting alternative social perspectives. Despite this variety, the image of human cloning in science fiction is most often negative. For example, cloning may be introduced into a narrative to highlight social issues of sameness and conformity.

More specifically, science fiction speculation has included:

  • the use of cloning for "spare parts" for transplantation, typically with accelerated growth of the cloned parts
  • transferring one's mind into a younger clone body, as a way of achieving immortality
  • clones somehow having a telepathic affinity for one another

Apart from the first, these ideas are currently pure speculation. However, telepathy has been reported by many indentical twins, for example seemingly unfounded anxiety of one twin, when the other who is far away is in trouble. If there is a genuine basis for these reports, the same could conceivably apply to artificial clones.

The 6th Day is a 2000 action movie about human cloning.

The Island (2005 film) is a 2005 action movie about clones "manufactured" and then slaughtered in order to supply the humans with spare body parts.

This article does not cite its references or sources. You can help Wikipedia by including appropriate citations.

Retrieved from "http://en.wikipedia.org/wiki/Human_cloning"

Views
Personal tools

Navigation
Search

 

Toolbox

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 18:7  توسط تقی قربانی قمی  |